تبليغاتX
دلوسه

دلوسه

(لا يحب الله الجهر بالسوء من القول الا من ظلم)

الگوی برخورد با مخالف

یکی از موضوعات مورد بحث و مناقشه، به خصوص در دوران اخیر، نحوه رفتار سیاستمداران با مخالفین و منتقدان خود است. این موضوع از معیارها و ملاک های مهم در سنجش میزان مردمسالاری و حکمرانی خوب محسوب می شود.
شیوه برخورد سیاستمداران با مخالفین خود همچنین ملاکی برای تعیین نوع قدرت و خصوصیات قدرتمندان است. در واقع این موضوع بسیار مورد توجه است که رفتار صاحب منصبان با مخالفین و منتقدین خود چگونه بوده و آیا آنها توانسته اند حد و حدود انسانی و اخلاقی را در این رابطه دو طرفه رعایت کنند؟ یا جلوه های قدرت و توهماتی که قدرت بر قدرتمداران تحمیل می کند، راه هر گونه نقد و زمینه هر اصلاحی را بسته است؟
با همین انگیزه و از این منظر، رفتار سیاست مداران بسیاری مورد بررسی قرار گرفته است که در میان ایشان، سیره امیرالمومنین علی (ع) براساس اسناد تاریخی از بهترین الگوها معرفی می شود. در این مورد حدیث جالبی از امام جعفر صادق (ع) است که می فرماید: ان علیاً (علیه السلام) لم یکن ینسب احدا من اهل حربه الی الشرک و لا الی النفاق، و لکنه کان یقول: هم اخواننا بغوا علینا … (وسایل الشیعه، جزء ۱۵، ص ۸۳
امام علی (ع) به هیچکس از کسانی که با او در جنگ بودند نسبت شرک و نفاق نداد بلکه می گفت: آنها برادرانمان هستند که بر علیه ما طغیان کردند
.
توجه داشته باشیم حضرت امیر برای کسانی که علیه ایشان شمشیر کشیدند تعبیر برادر را به کار می برند و به آنان شرک و نفاق را نسبت نمی دهند، چه رسد به کسانی که فقط مخالف یا منتقد او هستند. به عبارت دیگر وقتی با کسانی که بر ایشان شمشیر کشیدند اینگونه با انصاف رفتار می کنند، رفتارشان با منتقدین چگونه بوده است؟
بر این اساس می توان سیره کسانی را که جایگاه و مسئولیتی نزد مردم دارند، سنجید و دریافت که رفتارشان به چه میزان با شیوه های شخصیتی که سرمشق آزادگان و عدالت طلبان است، همخوانی دارد.

معصومه ابتکار
منبع: وبلاگ ابتکار سبز


یکشنبه سوم بهمن 1389 |

عشق و شوريدگي

 

www.RangarangGroup.com | گروه اینترنتی رنگارنگ

زمانهای بسیار قدیم وقتی هنوز پای بشر به زمین نرسیده بود؛.
فضیلت ها و تباهی ها در همه جا شناور بودند.
آنها از بیکاری خسته و کسل شده بودند.
روزی همه فضابل و تباهی ها دور هم جمع شدند خسته تر و کسل تر از همیشه.
ناگهان ذکاوت ایستاد و گفت: بیایید یک بازی بکنیم؛.
مثلا" قایم باشک؛ همه از این پیشنهاد شاد شدند و دیوانگی فورا"
فریاد زد من چشم می گذارم من چشم می گذارم....

و از آنجایی که هیچ کس نمی خواست به دنبال دیوانگی برود همه قبول
کردند او چشم بگذارد و به دنبال آنها بگردد.
دیوانگی جلوی درختی رفت و چشمهایش را بست و شروع کرد به
شمردن ....یک...دو...سه...چهار...همه رفتند تا جایی پنهان شوند؛
لطافت خود را به شاخ ماه آویزان کرد؛
خیانت داخل انبوهی از زباله پنهان شد؛
اصالت در میان ابرها مخفی گشت؛
هوس به مرکز زمین رفت؛
دروغ گفت زیر سنگی می روم اما به ته دریا رفت؛
طمع داخل کیسه ای که دوخته بود مخفی شد.
و دیوانگی مشغول شمردن بود. هفتاد و نه...هشتاد...هشتاد و یک...
همه پنهان شده بودند به جز عشق که همواره مردد بود و نمیتوانست
تصمیم بگیرد. و جای تعجب هم نیست چون همه می دانیم پنهان کردن عشق مشکل است.
در همین حال دیوانگی به پایان شمارش می رسید.
نود و ینج ...نود و شش...نود و هفت... هنگامیکه دیوانگی به صد
رسید, عشق پرید و در بوته گل رز پنهان شد.
دیوانگی فریاد زد دارم میام دارم میام.
اولین کسی را که پیدا کرد تنبلی بود؛ زیرا تنبلی، تنبلی اش آمده بود جایی
پنهان شود و لطافت را یافت که به شاخ ماه آویزان بود.
دروغ ته چاه؛ هوس در مرکز زمین؛ یکی یکی همه را پیدا کرد جز عشق.
او از یافتن عشق ناامید شده بود.
حسادت در گوشهایش زمزمه کرد؛ تو فقط باید عشق را پیدا کنی و او
پشت بوته گل رز است.
دیوانگی شاخه چنگک مانندی را از درخت کند و با شدت و هیجان زیاد
ان را در بوته گل رز فرو کرد. و دوباره، تا با صدای ناله ای متوقف
شد . عشق از پشت بوته بیرون آمد با دستهایش صورت خود را پوشانده
بود و از میان انگشتانش قطرات خون بیرون می زد.
شاخه ها به چشمان عشق فرو رفته بودند و او نمی توانست جایی را ببیند.
او کور شده بود.
دیوانگی گفت « من چه کردم؛ من چه کردم؛ چگونه می تواتم تو را درمانکنم.»
عشق یاسخ داد: تو نمی توانی مرا درمان کنی، اما اگر می خواهی کاری بکنی؛ راهنمای من شو.»
و اینگونه شد که از آن روز به بعد عشق کور است
و دیوانگی همواره در کنار اوست.

پنجشنبه هجدهم آذر 1389 |

فقر چيست؟


دکتر شريعتي

 

فقر


ميخواهم  بگويم ......

فقر  همه جا سر ميكشد .......

فقر ، گرسنگي نيست ، عرياني  هم  نيست ......

فقر ، چيزي را  " نداشتن " است ، ولي  ، آن چيز پول نيست ..... طلا و غذا نيست  .......

 

فقر  ،  همان گرد و خاكي است كه بر كتابهاي فروش نرفتهء يك كتابفروشي مي نشيند ......

 

فقر ،  تيغه هاي برنده ماشين بازيافت است ،‌ كه روزنامه هاي برگشتي را خرد ميكند ......

فقر ، كتيبهء سه هزار ساله اي است كه روي آن يادگاري نوشته اند .....

فقر ، پوست موزي است كه از پنجره يك اتومبيل به خيابان انداخته ميشود .....

فقر ،  همه جا سر ميكشد ........

                 

   فقر ، شب را " بي غذا  " سر كردن نيست ..

 

 

    فقر ، روز را  " بي انديشه"   سر كردن است
چهارشنبه هفدهم آذر 1389 |

16 آذر نماد جنبش دانشجويي ايران

 

                                                 وقتي همه خواب بودند!

«اگر اجباری كه به زنده ماندن دارم نبود، خود را در برابر دانشگاه آتش می‌زدم، همانجایی كه بیست و دو سال پیش، «آذر» مان، در آتش بیداد سوخت، او را در پیش پای «نیكسون» قربانی كردند! این سه یار دبستانی كه هنوز مدرسه را ترك نگفته اند، هنوز از تحصیلشان فراغت نیافته‌اند، نخواستند ـ همچون دیگران ـ كوپن نانی بگیرند و از پشت میز دانشگاه، به پشت پاچال بازار بروند و سر در آخور خویش فرو برند. از آن سال، چندین دوره آمدند و كارشان را تمام كردند و رفتند، اما این سه تن ماندند تا هر كه را می‏آید، بیاموزند، هركه را می‌رود، سفارش كنند. آنها هرگز نمی‌روند، همیشه خواهند ماند، آنها «شهید» هستند. این «سه قطره خون» كه بر چهره دانشگاه ما، همچنان تازه و گرم است. كاشكي می‏توانستم این سه آذر اهورايی را با تن خاكستر شده‌ام بپوشانم، تا در این سموم كه می‏وزد، نفسرند! اما نه، باید زنده بمانم و این سه آتش را در سینه نگاه دارم.»
دكتر شریعتى‏

شوك ناشي از كودتاي زاهدي هنوز از فكر و ذهن مردم بيرون نرفته است كه ناگهان در اواخر آبان ماه اعلام شد نيكسون معاون رئيس جمهور آمريكا از طرف آيزنهاور قصد ايران را كرده است. همين امر سبب شد تا دانشجويان هميشه بيدار تصميم بر اعتراض و مخالفت با اين سفر و نيت اربابان آمريكايي شاه بگيرند. غافل از آنكه تنها واژه اي كه دژخيم شاه بر آن باور نداشته و آن را بر نمي تابيد اعتراض و انتقاد بود.

در كنار اين حادثه در شرف وقوع، اعلام تجديد رابطه با انگليس و بهبود يكباره و ناشيانه ارتباطات ايران و استعمارگر پير آتشي در انبار باروت احساسات و عواطف ملي‌گرايان و مذهبي‌هايي بود كه عرق به وطن و ملت آنان را از هر انديشه سازش‌كارانه‌اي به دور نگه مي‌داشت.
دانشگاه بايد خفه مي‌شد و در كام خودكامگي دايه‌هاي دل‌سوزتر ار مادر ايراني ـ‌ آمريكايي مي‌سوخت.

صبح شانزده آذر، هنگام ورود به دانشگاه، دانشجویان متوجه تجهیزات فوق العاده سربازان و اوضاع غیر عادى اطراف دانشگاه شده، وقوع حادثه‏اى را به عيان ديدند. دانشجویان حتى الامكان سعى مى‏كردند كه به هیچ وجه بهانه‏اى به دست بهانه جویان ندهند. از این رو دانشجویان با كمال خون سردى و احتیاط به كلاس‌ها ‌رفتند و سربازان به راهنمایى عده‏اى كارآگاه به راه افتادند. ساعت اول بدون حادثه مهمى گذشت و چون بهانه‏اى به دست آنان نیامد به داخل دانشكده‏ها هجوم ‏آورده؛ از پزشكى، داروسازى، حقوق و علوم عده زیادى را دستگیر كردند. مسئولان دانشگاه براى حفظ جان دانشجویان، دانشكده را تعطیل كردند و به آنها دستور دادند به خانه‏هاى خود بروند و تا اطلاع ثانوى در خانه بمانند.

دانشجویان نیز به پیروى از تصمیم اولیاى دانشكده، محوطه دانشگاه را ترك مى‏كردند ولى هنوز نیمى از دانشجویان در حال خروج بودند كه ناگاه سربازان به دانشكده فنى حمله كردند. بهانه حمله آنان به دانشكده ظاهرا این بود كه در این گیر و دار دو دانشجوى رشته ساختمان به حضور نظامیان در دانشگاه اعتراض مى‏كنند. ارتشى‏ها براى دست‏گیرى آنان وارد دانشكده فنى وارد كلاس درس مهندس شمس مى‏شوند تا دانشجویان معترض را دست گیر كنند؛ وقتى مهندس شمس نسبت به حضور نظامیان در كلاس درس خود اعتراض مى‏كند او را با مسلسل به جاى خود مى‏نشانند و حتى یا شكنجه مستخدم دانشكده سعى مى‏كنند كه آن دو دانشجو را بیابند.

در این میان بغض یكى از دانشجویان تركید و او كه مرگ را به چشم مى‏دید و خود را كشته مى‏دانست دگر نتوانست این همه فشار درونى را تحمل كند و آتش از سینه پرسوز و گدازش به شكل شعارى كوتاه بیرون ریخت: «دست نظامیان از دانشگاه كوتاه!» . هنوز صداى او خاموش نشده بود كه رگبار گلوله باریدن گرفت و چون دانشجویان فرصت فرار نداشتند به كلى غافل گیر شدند و در همان لحظه اول عده زیادى هدف گلوله قرار گرفتند. به خصوص كه بین محوطه مركزى دانشكده فنى و قسمت‏هاى جنوبى، سه پله وجود داشت و هنگام عقب نشینى عده زیادى از دانشجویان روى پله‏ها افتاده، نتوانستند خود را نجات دهند، مصطفى بزرگ نیا به ضرب سه گلوله از پا درآمد. مهندس شریعت رضوى كه ابتدا هدف قرار گرفته به سختى مجروح شده بود بر زمین مى‏خزید و ناله مى‏كرد، و دوباره هدف گلوله قرار گرفت. احمد قندچى حتى یك قدم هم به عقب برنداشته و در جاى اولیه خود ایستاده بود و از گلوله باران اول مصون مانده یكى از جانیان «دسته حاجی باز» با رگبار مسلسل سینه او را شكافت.

بعد از پایان درگیرى‏ها احمد هنوز زنده بود؛ او را به یكى از بیمارستان‏هاى نظامى تهران منتقل كردند. در حالى كه در درگیرى‏ها لوله شوفاژ در مقابل احمد تركید بود و آب جوش تمام سر و صورت او را به شدت مجروح كرده بود با این حال مسئولان بیمارستان از مداوا و حتى تزریق خون به او ابا كردند و 24 ساعت بعد او مظلومانه شهید شد.

روز بعد از واقعه 16 آذر، نیكسون به ایران آمد و در همان دانشگاه، در همان دانشگاهى كه هنوز به خون دانشجویان بى گناه رنگین بود دكتراى افتخارى حقوق دریافت كرد. صبح ورود نیكسون یكى از روزنامه‏ها در سر مقاله خود تحت عنوان «سه قطره خون» نامه سرگشاده‏اى به نیكسون نوشت. در این نامه سرگشاده ابتدا به سنت قدیم ما ایرانى‏ها اشاره شده بود كه «هرگاه دوستى از سفر مى‏آید یا كسى از زیارت بازمى گردد و یا شخصیتى بزرگ وارد مى‏شود ما ایرانیان به فراخور حال در قدم او گاوى و گوسفندى قربانى مى‏كنیم؛ آنگاه خطاب به نیكسون گفته شده بود كه «آقاى نیكسون! وجود شما آن قدر گرامى و عزیز بود كه در قدوم شما سه نفر از بهترین جوانان این كشور یعنى دانشجویان دانشگاه را قربانى كردند.»

دوشنبه پانزدهم آذر 1389 |

آلودگی هوای تهران ناشي از چيست؟

   يك ماه اخير بحث آلودگي هواي تهران ديگر شهر هاي بزرگ تهران نقل محافل شده است تعطيلات پي درپي هم اجراي طرح زوج وفرد وگسترش ان در سطح تهران وغيره....كارساز نشده است .از اين روي هريك از ظن خويش راجع به دلايل ان مي گويد تاكنون هيچ نهادي دليل واقعي انرا اعلام نكرده و مسئولان بهمان سخنانكليشه اي الودگي ناشي از دود ماشينها وكارخانجان وپديده وارونگي هوا وعدم وجود باد وباران كه در اين سالها با ايران وايراني ناسازگار مي كند را بهانه مي كنند ولي اخيرا در برخي محافل شنيده مي شود اين ميزان الاينگي ناشي از بنزين توليد در پلايشگاهها هست كه اخير بصورت ضربتي وبراي مقابله با تحريم توليد مي شود واز كيفيت نازلي برخوردار است.خدا كند كه مسئولان پاسخ قانع كننده در مقابل خدا ومردم در برابر اين فضاي مسمومي كه ايجاد شده وباعث مرگ تدريجي هزاران شهروند گرديده ومي گردد پاسخگو باشند.دلسوزان سكوت را بشكنند وسر را زير برف بيرون اورده شوري كنند طرحي نو دراندازند وتا دير نشد چاره اي بيانديشند تا كي مردم بايد تاوان پس بدهند.
  برخي شنيده ها حاكي از انست كه آلودگی هوای تهران در روزهای گذشته از آن مرز گذشته که بتوان نام آن راآلودگی گذاشت. در حقیقت هوای تهران آلوده به گاز خفه کننده شده است. در گزارشهای محرمانه ای که حتی نمایندگان مجلس و نمایندگان شورای شهر تهران نیز از آن اطلاعات دارند قید شده که روزانه تقریبا 160 نفر در تهران بر اثر مسمومیت ناشی از گازهائی که هوای تهران پخش است خفه می شوند و یا قلبشان از حرکت باز ایستاده و می میرند.

همه از آلودگی هوا می گویند و مردم نیز اکنون سالهای که با این اصطلاح آشنائی
دارند، اما در روزهای اخیر بحث دیگر نه بر سر آلودگی، بلکه مسمومیت ناشی از
گازهای خفه کننده در هوای تهران است. این گازها ناشی از تولید بنزین داخلی است که دولت می خواهد با آن جبران تحریم فروش بنزین به ایران را بکند.

برای بدست آوردن بنزین با كیفیت خوب (اكتان بالا) به كاتالیزورهای مخصوصی نیاز
است كه این كاتالیزورها تنها توسط چند شركت آلمانی، آمریكایی و هلندی تولید
میشوند. با وجود تحریم ها، این كاتالیزورها به ایران وارد نمی شود و بدستور
دولت بنزین بی كیفیت (اكتان پائین) تولید شده و پس از مخلوط کردن با مقداری از
بنزین وارداتی بین پمپ بنزین ها تقسیم می شود.
اگر مطالب فوق صحت داشته باشه پس باید من بعد منتظر آلوده شدن هوای شهرهای دیگری چون مشهد، اصفهان، تبریز، و کرج که از شهرهای بزرگ هستند نیز باشیم، چرا که بنزین تولید داخل در تمام کشور پخش می شود.
دوشنبه پانزدهم آذر 1389 |

دیدار عده ای از دانشجویان با آیت الله صانعی

سایت روزنامه اصولگرای جوان خبر زیر را درباره دیدار عده ای از دانشجویان با آیت الله صانعی منتشر کرده است که عیناً می آید:

اخيراً تعدادي از فعالين تشکل هاي دانشجويي حامي جريان فتنه دانشگاههاي تهران در سفر به شهرستان قم با مراجعه به دفتر آقاي يوسف صانعي با وي ديدار که نامبرده پيرامون ضرورت آزادي بيان و فوايد آن براي جامعه و نحوه چگونگي غيبت از ظالم و ظالمين سخنراني نموده است.

به گزارش جوان آنلاين صانعي با اعلام اينکه انتقاد از ظلم و ظالمين غيبت محسوب نمي شود و حرام نيست گفت : «انتقادي غيبت محسوب مي شود که براي اغراض شخصيه باشد اما اگر کسي با عمل و کلامش دارد آبروي اسلام و کشور را مي برد اينجا انتقاد کردن غيبت محسوب نمي شود و حرام نيست» .

مشاراليه در ادامه سخنانش با اشاره به ضرورت آزادي بيان و عقيده و فوايد آن براي جامعه اظهار داشت :
« در بيان علما در تفسير آيه شريف (لا يحب الله الجهر بالسوء من القول الا من ظلم)اختلاف است که دايره فريادکردن ظلم و ظالم و دفاع از مظلوميت ستمديده تا کجاست. آيا جوار اين فرياد زدن عمومي است يا فقط در نزد قاضي صالح است؟ در اين رابطه شيخ اعظم انصاري (اعلي ا... مقامه) به نکته ظريفي اشاره ميکند و مي گويد : اگر کسي بگويد انتقاد از ظلم ظالم نزد هر کسي مانعي ندارد، نمي شود گفت که سخن گزافي است

. بعد مي افزايد اگر اسلام اين را اجازاه داد شايد دليلش اين باشد که عقده ها باز بشود، چراکه بازشدن عقده حداقل فايده اش اين است که فشارهاي روحي و عصبي کاهش مي يابد . امروز يکي از اشکالاتي که به حکومت هاي ظالم وارد است . اين است که مانع آزادي بيان افراد مي شوند و سبب ايجاد عقده در افراد مي گردند. البته نگراني آن جايي است که اين عقده ها اگر متراکم بشود ، به حد انفجار خواهد رسيد و ديگر هيچ چيز نمي تواند جلوي آن را بگيرد» .

وي با بزرگ نمايي برخي از مشکلات موجود درجامعه گفت: «امروز عده اي به جاي حل مشکلات اقتصادي ، معيشتي، سياسي و ناهنجاري اجتماعي، فقر و اعتياد هر روز به دنبال يک سوژه و بهانه براي انحراف افکار عمومي از موضوعات اصلي و اساسي جامعه اند.»
دوشنبه پانزدهم آذر 1389 |

تمیز کردن کلیه



*سالها یکی پس از دیگری میگذرند و کلیه های ما خون ما را با دفع نمک ، سم و هر
گونه شیء ناخواسته که وارد بدن ما میشود** **فیلترمیکنند**. **با گذشت زمان ،
نمک تجمع می یابد و این نیاز به تمیز کردن توسط عملیات نظافتی دارد. چگونه می
خواهیم بر این مشکل غلبه کنیم؟*

*بسیار آسان است ، اول** **یک دسته جعفری** **را برداشته و تمیز بشویید*

*سپس آن را در تکه های کوچک بریده و آن را در یک قابلمه بریزید و با آب تمیز به
مدت ده دقیقه بجوشانید و بگذارید سرد شود و سپس فیلترش کنید و آن را در یک بطری
تمیز ریخته و در داخل یخچال بگذارید تا خنک شود**.** **با** **نوشیدن یک لیوان
روزمره شما متوجه خواهید شد که تمام نمک و دیگر سموم انباشته شده در کلیه شما
خارج میشود. هنگام ادرار کردن هم شما متوجه تفاوتی خواهید شد که شما هرگز قبلا
احساس نکرده اید**.*



*جعفری** **به عنوان بهترین  تمیز کننده کلیه** **شناخته شده** **و طبیعی است
پنجشنبه یازدهم آذر 1389 |

ای قلم سوزلرین د اثر یخ

این شعر سوزناک را که در فراق آقا امام زمان سروده شده وخواننده ترکی زبان با سوز و گدازی انرا می خواند خیلی دوست دارم هروقت از تلویزیون می شنیدم ناخودآگاه دلم می گرفت وحس غریبی به من دست می داد بنابراین انرا در وبلاگم قرار می دهم تا دوستان با متن ان ومعنای آن بیشتر اشنا شوند در ضمن از دوستان می خواهم اگر ادرس صوتی این شعر را دارند به من معرفی کنند تا در وبلاگم بگدارم .

ای قلم سوزلرین د اثر یخ
آشنا دن من بیر خبر یخ


ای قلم (اشعار من) در تو هیچ تاثیر و جذابیتی وجود ندارد
من هم از آشنا خبری ندارم

گلدی بو جمعه د ، کشتی الله
فاطمه یوسفنان خبر یخ

این جمعه هم آمد و گذشت ، ای خدا!
از یوسف فاطمه خبری نشد

یاندی پروانه لر ، شمعی سندی
آیرلخ دن یورک آنن الدی

پروانه ها سوختند و شمع خاموش شد
از دوری (یار) دلم بی درنگ پژمرده شد و مرد

شان د ، رتبه د بی بدل سن
هر گوزل دن آقا سن گوزل سن

در شان و رتبه ، همتا ندارد
آقا ! تو از هر زیبایی ،زیباتر هستی

کیم دی آیرلخ درد سال ماز
عاشقن صبرینن الدن آلماز

که می گوید دوری و جدایی انسان را گرفتار درد نمی کند؟
و دوری ، صبر عاشق را از او نمی گیرد؟

ای گوزوم ، یولارا باخ ، دارخما
چون همیشه بولوت آتا قالماز

ای چشمم، به راه ها بنگر و خسته نشو
چراکه ، برای همیشه خورشید پشت ابر نمی ماند

گلدی بو جمعه د ، گلمدن سن
گون سایم ، جمعه دیگر اوسن

این جمعه هم رسید ، اما تو نیامدی
روزها را می شمارم تا جمعه بعدی برسد

قلب لر غصه دن داغلی قالدی
یا امام زمان گل ، امان دی

قلب ها از غصه داغدار و درمانده ماندند
ای امام زمان (عج) بیا! روزگار غریبی است!

شان د ، رتبه د بی بدل سن
هر گوزل دن آقا سن گوزل سن

در شان و رتبه ، همتا نداری
آقا ! از هر زیبایی ، تو زیباتر هستی

دوشنبه چهاردهم تیر 1389 |

شعر ساقه سبز

در محفل عاشقان خوشا رقصیدن

دامن زبساط عافیت برچیدن

در دست سر بریده ی خود بردن

در یک یک کوچه کوچه ها گردیدن


هرجا که نگاه می کنم خونین است

از خون پرنده ای گلی رنگین است

در ماتم گل پرنده می موید و گل

از داغ دل پرنده داغ آجین است


فانوس هزار شعله اما در باد

می سوزد و سرخوش است و چین واچین است

یعنی که به اشک و مویه خود گم نکنی

از عشــــق هر آنچه می رسد شیرین است


در آتش و خون پرنده پر خواهد زد

بر بام بلند خانه پر خواهد زد

امشب که دوباره ماه بالا آمد

می آید و باد پشت در خواهد زد


یک ساقه ی سبز در دلم خواهد کاشت

مهتـــاب بر آن شبنم تـر خواهد زد

صد جنگل صبح در هوا می شکفد

خورشیـــــد به شاخه ها شرر خواهد زد


سیصد گل سرخ، یک گل نصرانی ... ما را ز سر بریده می ترسانی؟

ما گر زسر بریده می ترسیدیم ... در محفل عاشقان نمی رقصیدیم!ا


شنبه دوازدهم تیر 1389 |

فاجعه هفت تیر سال 60

    سالروز  شهادت دکتر بهشتی و۷۲ تن از یاران با وفای امام وانقلاب را به خانواده هایشان و همه دوستانم در جنبش سبز ازادی خواهی ایران تسلیت عرض می کنم.یاد ونام ان عزیزان را گرامی می داریم امیدوارم کسانی که بخاطر حب به دنیا و جاه طلبی ها در حق بیت معظم شهید بهشتی خصوصا فرزندان بزرگوارش ضلم و جنایت روا داشته از توهین وتحقیر این خاندان دریغ نداشتند در این روزها توبه کنند و از روح بلند شهید حلالیت طلبیده وازخانواده محترم ومعزز شهدا خصوصا شهید مظلوم بهشتی عذر خواهی نمایند .

     نکته ای جالبی که مراسم هفت تیر امسال داشت ان بود که برخی پاچه خواران اعظم جهت نشان دادن بصیرت بی پایان خویش درصدد برامدند تا با بزرگ نمایی وطرح حادثه ترور شش تیر ایت الله خامنه ای در سال ۶۰و گرفتن مراسم شکر گذاری در مسجد اباذر از عظمت هفت تیر بکاهند.نظر افکار عمومی را از عظمت روحی شهید بهشتی منحرف وبه سمت مراد ومقتدای خود متوجه کنند.

 

چهارشنبه نهم تیر 1389 |
 امیر سعیدی


سيد امير سعیدی هستم داراي مدرك كارشناسي ارشد روابط بين الملل با گرايش مطالعات منطقه اي می باشم . این وبلاگ پنجره ای است بسوی دنیای پر هیاهوی شما دوستان تا از خلال ان بتوانم با شما که دوستتان دارم همراه شوم و گامی هرچند کوچک درجهت تحقق این شعار که دانستن حق مردم است بر دارم .
به خودم میگم ستاره ها واسه این روشنن که هر کسی بتونه یه روز مال خودشو پیدا کنه!
.......................
کاش کودک بودم تا شبها قبل از اینکه بفهمم چه کسی برایم لالایی گفته،
عمیق ترین خواب دنیا را داشتم.وصبح ها با خمیازه وعشوه ای کودکانه،
بعد از همه از خواب برمی خواستم.
ای کاش کودک بودم ، تا هر وقت دلم می گرفت با صدای بلند گریه می کردم
و داد می زدم تا همه درد مرا بفهمند.
ای کاش کودک بودم ، تا عروسکهایم را در اختیار می گرفتم و
هر گونه که دوست دارم با آنها بازی می کردم و هیچ وقت عروسک هیچ کس نمی شدم.
ای کاش کودک بودم ،تا بزرگ ترین شیطنت زندگیم نقاشی روی دیوار بود.ای کاش کودک بودم ، تا از ته دل می خندیدم،نه اینکه مجبور باشم همواره تبسمی تلخ بر لب داشته باشم. ای کاش کودک بودم ، تا در اوج ناراحتی و درد با یک بوسه تو، همه چیز را فراموش می کردم

موضوعات

16 آذر نماد مقاومت در تقويم جنبش دانشجويي

هفتم مهر سالروز شهادت سید عبدالکریم هاشمی نژاد

سیاست گریزی دانشجویان وخطرافتادن در دامن پوپوليزم

جنبش دانشجوئي و خروج ازبحران هويت

انتخابات شوراها و درسهايي كه بايد گرفت

در سوگ عزيزي از تبار شهيدان

سامی یوسف فرزند بابک رادمنش

نقد نظرات ولي فقيه اري يا نه؟

اندر پشت ‌پرده‌ رفتن لاریجانی؟

حاشیه ای بر سفرآقای احمدی نژاد به نیویورک

گزارش تصویری از نشست فلسطین و جوانان ایرانی در حزب

18 مهر روز جهاني مبارزه بر ضد مجازات اعدام

بالاخره فریدونکنار هم شهرستان شد.

بحران گاز يا بحران انرژي در ايران و سردر گمي دولت

سخنراني آيت الله كروبي در مراسم اختتاميه ششمين نشس

نامه به آیت الله خامنه ای؛ دکتر محمد ملکی

اند حکایت افزایش بی سابقه قیمت برنج : ظرف ده روز

سخنرانی یک ماه پیش اقای احمدی نژاد در سفر به مشهد

هشدار رضايي درباره شكل‌گيري حجتيه و منافقين جدید

اعظم طالقانی: منظور از «نظام» در لایحه جرم سیاسی

مصاديق جرم سياسي تصويب شد

آيت‌الله صانعي: سنگسار در غيبت امام جايز نيست

دانش جعفری‘ سكوت 30 ماهه را شكست

پيوندهاي روزانه

حب العباس

آپلود کردن عکس

کلمه

یاری نیوز

نیویورک پست

یو اس ای تو دی

سایت محسن رضایی

روسیران

مقام معظم رهبری

موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران

مطالب اخير

الگوی برخورد با مخالف

عشق و شوريدگي

فقر چيست؟

16 آذر نماد جنبش دانشجويي ايران

آلودگی هوای تهران ناشي از چيست؟

دیدار عده ای از دانشجویان با آیت الله صانعی

تمیز کردن کلیه

ای قلم سوزلرین د اثر یخ

شعر ساقه سبز

فاجعه هفت تیر سال 60

آرشيو مطالب

هفته اوّل بهمن 1389

هفته سوم آذر 1389

هفته دوم آذر 1389

هفته دوم تیر 1389

هفته اوّل آبان 1388

هفته چهارم مهر 1388

هفته سوم مهر 1388

هفته سوم مرداد 1388

هفته دوم مرداد 1388

هفته اوّل مرداد 1388

هفته چهارم تیر 1388

هفته دوم تیر 1388

هفته اوّل تیر 1388

هفته چهارم خرداد 1388

هفته سوم خرداد 1388

هفته اوّل خرداد 1388

هفته چهارم اردیبهشت 1388

هفته سوم اردیبهشت 1388

هفته دوم اردیبهشت 1388

هفته اوّل اردیبهشت 1388

هفته چهارم فروردین 1388

هفته سوم فروردین 1388

هفته دوم فروردین 1388

هفته چهارم اسفند 1387

هفته سوم اسفند 1387

هفته دوم اسفند 1387

هفته اوّل اسفند 1387

هفته چهارم بهمن 1387

هفته سوم بهمن 1387

هفته دوم بهمن 1387

هفته اوّل بهمن 1387

هفته چهارم دی 1387

هفته سوم دی 1387

هفته دوم دی 1387

هفته اوّل دی 1387

هفته چهارم آذر 1387

آرشيو

پيوند ها

سازمان هواشناسي كشور

مهدي مازني

علي سخايي

جوانان اعتماد ملي

محمد علي ابطحي

سايت الف

شهاب الدين طباطبايي

سيدجواد هاشمي نژاد

ايت الله منتظري

سيد محمد خاتمي

سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي

مسعود بهنود

مجتبي تهراني

بنياد باران

مسيح مهاجري

الاچيق صبح

طراوت

علي ابطحي

تابناك

دفتر تحكيم وحدت

مجمع وبلاگ نويسان حزب اعتماد ملي

هادي حبيبي

بابك شيباني

علي اقاجانپور

شاخه جوانان منطقه تهران جبهه مشاركت

شاخه جوانان و دانشجويان اعتماد ملي تهران

ارسلان عبدي

نوروز

راهبرد

محسن سوهانی

محمد نوری زاد

ارش پاک اندیش

سیاست وروابط بین الملل

من نوشته ها

کرم ارغنده پور

غالبي حمزه

قالب وبلاگ

امکانات جانبی

RSS 2.0

حرم فلش - کد وبلاگ - طراحی

Design By ParsTheme